counter
مشاوره دبیرستان اشراق

مشاوره هفت عادتی که برای موفقیت باید کنار بگذارید

 

 

همه ما خیلی وقت‌ها لیستی از کارهایی که باید انجام بدهیم آماده می‌کنیم. اما درمورد کارهایی که باید از آنها دست بکشیم چطور؟ افراد موفق کارهایی که در زیر عنوان می‌کنیم را انجام نمی‌دهند اما این احتمال وجود دارد که شما هنوز انجامشان می‌دهید. همین امروز تصمیم بگیرید و این کارها را به لیست کارهای کنارگذاشتنی اضافه کنید .

 بهانه آوردن

. افراد موفق دیگران را مقصر نمی‌کنند و بهانه نمی‌آورند و از بدشانسی‌شان شکایت نمی‌کنند. آنها مسئولیت کامل زندگی خود را بر عهده می‌گیرند. آنها می‌دانند که موفقیت و شکست در دستان خود آنهاست. پس سعی نکنید خود را قربانی جلوه دهید یا بهانه‌ بیاورید .

 بی مقصد پیش رفتن .

 افراد موفق برنامه دارند. زندگی آنها جهت و مقصد دارد. هیچوقت بی اراده کاری نمی‌کنند و بی مقصد پیش نمی‌روند به امید اینکه بهترین‌ها برایشان اتفاق بیفتد. آنها برای خود هدف تعیین می‌کنند و بعد برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی می‌کنند. اگر شما از آن دسته آدمهای هرچه پیش آید خوش آید هستید، از این رویکرد دست بکشید و شروع به برنامه‌ریزی کنید .
 

تمام روز نشستن پای کامپیوتر یا بدتر از آن تلویزیون               

 درست است که کارهای مهم زیادی را می‌توانید پشت کامپیوتر انجام دهید اما نباید همه روزتان را به آن بگذرانید. بیرون رفته و با آدمها ملاقات کنید.

 به تاخیر انداختن کارها

 تعویق در کارها دشمن موفقیت است . روی هدفتان تصمیم بگیرید، کارهایی که باید انجام دهید را لیست کرده، اولویت‌بندی نموده و آغاز به کار کنید

 فقط انجام کارهای ساده

برای چه کارهایی بیشتر وقت می‌گذارید؟ کارهای مهم، فوری یا کارهای ساده روزانه؟ اگر بیشتر وقت خود را به کارهای جزئی و کم‌اهمیت می‌گذرانید، باید روند خود را تغییر دهید، باید اول روی کارهای مهمتر تمرکز کنید، کارهایی که شما را به سمت هدفتان پیش می‌برند. تا جاییکه می‌توانید کارها و فعالیت‌های بی‌ارزش را نادیده بگیرید.


 نشستن در جلسات بیهوده

 آیا در محل‌کار وقتتان را در جلسات بی‌ارزش تلف می‌کنید؟ خیلی از کارمندان شرکت‌ها این وضعیت را دارند. هر جلسه‌ای باید یک هدف، دستورکار و یک مدیر ماهر داشته باشد که کمک کند جلسه از هدف اصلی خود دور نشده و روی همان متمرکز بماند. در جلسات بیهوده و ضعیف شرکت نکنید—فقط خلاصه آن را از دیگران بگیرید

 محدود کردن جاه‌طلبی‌هایتان

 افراد موفق باور شگرفی به خود دارند و جاه‌طلب هستند و استانداردهای بالایی برای زندگی خود در نظر می‌گیرند. آیا شما خودتان را پایین می‌کشید؟ اعتمادبه‌نفستان را از دست داده‌اید؟ از اول شروع کنید. برای خودتان اهداف بلندپروازانه تعیین کنید. مهارت‌ها، استعدادها و دستاوردهایتان را به خود یادآور شوید و هر روز به خودتان انگیزه بدهید.

 

روشهای ایجاد انگیزه و رغبت دانش آموزان به درس ، کلاس و مدرسه توسط معلم

انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است.

از انگيزه بيروني مي‌توان به تقويت‌كننده‌هايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره ،

واز تقويت‌كننده‌هاي دروني مي‌توان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري اشاره كرد.
آنچه كه بيشتر موجب رفتار خود‌جوش مي‌شود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليت‌هاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانش‌آموز به تدريج از انگيزه‌هاي بيروني به سمت انگيزه‌هاي دروني هدايت شود.
تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است كه افراد با انگيزه دروني احساس كفايت بيشتري در خود دارند و كمتر به ديگران اجازه مي‌دهند كه محرك رفتارشان شوند. اين گروه از دانش‌آموزان، خود تعيين كننده رفتارها هستند و به خاطر كفايتي كه در خود احساس مي‌كنند، باور دارند كه مي‌توانند با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند.

اين گروه از دانش آموزان با انگيزه درون‌گرا، تصورشان اين است كه موفقيت و عدم موفقيت در تحصيل به خاطر نحوه رفتار صحيح يا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانش‌آموزان باانگيزه برون‌گرا، احساس بي‌كفايتي يا كفايت كم داشته و همواره تصور مي‌كنند كه موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي نظير:
معلم و سوالات سخت است. اين گروه از دانش‌آموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم موفقيت چنداني نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگيزه‌هاي بيروني، همچون فرار از تنبيه يا كسب خواسته معلم است. اينان در صورت كسب موفقيت اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت مي‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود.
اين دانش‌آموزان حتي اگر نيم‌نگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول مي‌دانند كه دست به عمل نمي‌زنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد.
در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»، «موفقيت» مي‌آورد.
از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليت‌ها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر مي‌شود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهم‌تر است.
درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بي‌علاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك تحصيل مي‌شود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته توصيه مي‌شود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابي‌هاي مناسب فضاي كلاس را لذت‌بخش كنند.

به طوركلي به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:

1 - سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.
2 - براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
3 - با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.
4 - دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.
5 - بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيد.
6 - براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در ابتداي درس فراموش نكنيم.
7 - چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص شود.
8 - به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
9 - در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.
10 - تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
11 - مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
12 - از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.
13 - در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
14 - علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.
15 - آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
16 - براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.
17 - با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيد.
18 - شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.
19 - ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.
20 - تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم.
21 - به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.
22 - محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.
23 - با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.
24 - به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كنيد.
25 - در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
26 - زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
27 - دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.
28 - به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.
29 - به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.
30 - مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است.
31 - تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
32 - به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.
33 - دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.
34 - از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.
35 - با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
36 - هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.
37 - به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.
38 - در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
39 - تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
40 - گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيد .

 

روش های مقابله با خشم

 1-از لحاظ هیجانی خلاق بودن‏

از خلاقیت خود برای پیدا کردن شیوه مقابله ای خوب استفاده کنید وقتی عصبانی هستیند این واقعیت را بپذیرید که خشمگین هستید و تصمیم بگیرید که چه کاری می توانید در ارتباط با آن انجام دهید از روش جراتمندانه استفاده کنید این خشم نیست که باعث می شود به شیوه های خاص عمل کنیم بلکه این ما هستیم که عصبی می شویم و تصمیم می گیریم که یا به شیوه اجتماعی پسند و یا به شیوه غیر اجتماعی(که قابل قبول نیست) واکنش نشان دهیم. نباید به بهانه عصبانیت دست به اعمال پرخاشگرانه بزنید چرا که شیوه نا معقولی برای اجتناب از مسئولیت است.
 .

 2-بررسی منطقی بودن ارزیابی های اولیه خود

باید معین کنید که مسئله ارزش ناراحت شدن را دارد یا نه در اینجا انتظار دارید که کارها باید همیشه طبق نظر شما ‏پیش رود و دیگران همیشه با شما خوب رفتار کنند و هرگز نباید ناکام شوید خشمگین می شوید.مهارت مقابله ای خوب در این وضعیت، شناخت خواسته های غیر منطقی خود و تغییر دادن آنها به خواسته های واقع بینانه تر است.مثلا بگویید چون قرار نیست که دنیا بر اساس خواسته ها و آرزوهای من اراده شود بنابراین برای مقابله با ناکامی باید مهارت مقابله ای اثر بخشی را یاد بگیرم .

3- استفاده از روش خود آرام سازی برای حفظ کنترل

حقیقت دارد که می گویند وقتی عصبانی هستید قبل از اینکه پاسخی بدهید باید تا ۱۰ بشمارید این کار به شما فرصت می دهد تا با استفاده از مهارتهای مسئله گشایی خود بهترین راه حل را انتخاب کنید. با استفاده از تنفس آرام و عمیق در مدتی کوتاه خود را آرام سازید . عصبانیت و فریاد کشیدن یک حالت انتخابی است نه نتیجه خشم، با مرور ذهنی نحوه واکنش خود در موقعیت مزبور خود را حساسیت زدایی کنید، این تمرین را تکرار کنید ناکامی و مورد بد رفتاری قرارگرفتن را تصور کنید سپس میزان خشم خود را روی یک مقیاس ۰تا ۱۰۰درجه بندی کنید تا زمانیکه میزان خشمتان به سطح پائین تر از ۳۰ برگردد.
 .

 4-استفاده از ایمن سازی در مقابل استرس برای تعلیم خود در مقابل رویدادهای خشم برانگیز زندگی

قبل از مواجه شدن با رویدادها با خود بگویید

این مسئله مرا ناراحت می کند اما می دانم چگونه از عهده اش برآیم .

می توانم از مهارت های مقابله ای خود برای حفظ کنترل استفاده کنم .

زیاد سخت نگیر این می تواند تجربه یادگیری خوبی باشد .

نفس عمیق بکش، آرام باش، و از نیروی فکرت استفاده کن

نباید اجاره بدهم خشم دیگران بر من اثر بگذارد باید خویشتن دار باشم .


5 - شناخت و اهمیت دادن به تخلیه انرژی

وقتی خشمگین هستید، تخلیه انرژی از طریق پرداختن به فعالیت های جسمی یا خلاق اثر بخش است. و در وضعیت ذهنی آرام می توانید مشکل خشم برانگیز خود را حل کنید.مرحله اول رها ساختن تنش از سیستم است مرحله دوم مسئله گشایی، همیشه این دو را با هم بکار ببرید.

 6-باور کردن خود به عنوان مقابله کننده

درباره خوب یا بد بودن هیجان خشم فکر نکنید در عوض توجه خود را به مراقبت از خویشتن و ارضای نیازهای خود بدون صدمه زدن به دیگران متمرکز کنید.خود را به عنوان فردی مقابله کننده در نظر بگیرید که می داند از چه راهبردهایی برای ارتباط با سایر افراد استفاده کند از حقوق خود دفاع کنید و جراتمند باشید .

7- غلبه بر بی جراتی

بی جراتی یعنی ترسو، پشیمان و منفعل بودن، یعنی اهمیت ندادن و محترم نشمردن نیازها و خواسته های خود و پذیرفتن خواسته های دیگران حتی اگر به ضرر او باشد این افراد فکر می کنند برای اینکه مودب و مفید باشند لازم است تسلیم خواسته های دیگران شوند گاهی افراد جرات ورزی را با پررویی و پراخشگری اشتباه می گیرند باید بیاموزید اخم ها، و انتقاداتی را که در نتیجه امتناع از پذیرفتن خواسته های دیگران را می بینید تحمل کنید. ‏

8 - شناخت حدود پرخاشگری

افراد پرخاشگر سعی می کنند نیازها و خواسته های خود را از طریق تسلط، توهین و تحقیر دیگران برآورده کنند و فقط به فکر خود هستند.در دراز مدت پرخاشگری ما را از دیگران بیگانه ساخته و به صورت افرادی بدگمان و متخاصم در می آورد
 

9-شناخت مزایای جرات ورزی

جرات ورزی یعنی دفاع از حقوق خود و بیان افکار و احساسات خود به شیوه مستقیم، صادقانه و مناسب افراد جراتمند به شیوه مدبرانه با دیگران ارتباط برقرار می کنند اما نمی گذارند کسی که از آنها امتیاز بگیرد.جرات ورزی که انسان احساس خودکارآمدی و کنترل درونی می بخشد، اعتماد به نفس وعزت نفس ما را تقویت می کند و بهترین روش برای دست یافتن به روابط بین فردی رضایت بخش است

10 - تکمیل مهارت جرات ورزی

مطلع ساختن دیگران از احساسات که نسبت به اعمال آنها دارید و بیان احساسات خود بر حرمت نفس و احترامی که دیگران برای شما قائلند خواهد افزود.(بیان احساسات خود)همدلی مهارتی مهم برای تقویت ارتباط صمیمانه است.میتوانید با خواسته کسی مخالفت کنید ولی با بیان اینکه احساس آنها را درک می کنید و محترم میشمارید(همدلی) وقتی با دیگران همدلی می کنید به احتمال قوی اعمال شما مدبرانه خواهد بود تا نسنجیده اگر دیگران شما راوادار به کاری کنند قرص و محکم بایستید و به نحوی ‏واکنش نشان دهید که احترام آنها را جلب کنید (کاردانی ).

11 - مذاکره کننده خوبی بودن

مصالحه مهارتی است که نیازمند درک نیازهای دیگران است ، لزومی ندارد که با امیال و خواسته های دیگران مخالفت یا موافقت کنید ، اما باید به آنها بفهمانید که خواسته هایشان را درک می کنید برای اینکه دو طرف مقابل به خواسته های خود برسند ممکن است هر کدام از آنها از بخشی از خواسته های خود چشم پوشی کنند .اگر هنگام مذاکره احساسات شدیدی در شما ظاهر شد آنها را بشناسید و بپذیرید و سعی کنید خونسرد باشید از خواسته های انعطاف ناپذیر و مطلق اجتناب کنید و با نشان دادن همدلی خود فضای مذاکره را صمیمانه کنید .

12- پی بردن به ارزش گذشت

گذشت به معنای از یاد بردن خطای افراد نیست . هر گاه انسان کسی را که به او بی حرمتی کرده می بخشد او را از خشمگین شدن می رهاند و به امور روزمره خود می پردازد کسی که می بخشد برگ برنده همیشه در دست اوست ، چون از موضع قدرت و با اعتماد به نفس از خطای افراد چشم پوشی می کنید . گذشت قدرت خود کارآمدی و حس کنترل شما را در موقعیت های ناخوشایند بالا می برد.